پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

افسوسدختر صورت پسر را نوازش کرد: دوستت دارم. پسر سرش را به آرامی تکان داد. دختر دست در موهای پسر برد.به آرامی گفت: بدون تو زندگی هیچه عزیزم. پسر همچنان سرش را به آرامی بالا و پایین آورد. دختر چشمانش را بست.به آرامی گفت: مرا ببوس...و صورتش را جلو آورد. دقایقی گذشت...دختر همچنان چشم هایش را بسته نگاه داشته بود... اما از بوسه خبری نبود... پسر طاقتش طاق شد...هندزفری را از گوشش در آورد

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٤ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ