پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

سر آغازم تو بودی

در آینه ای بدون شیشه در چشمانت دیده شدم

من آنم که روز ها را به شب و شب ها را به روز سپردم

اما غروب ها و طلوع ها را زنده نگه داشتم

نمیدانم کجا  

          نمیدانم کی

                   نمیدانم چطور

تا به خود آمدم

محبتت تمام وجودم را گرفت

اما تو از من نبودی

بشکن....   ساده تر از این میشکند

من مثل همیشه  ،   من مثل سراب

نگاهم کردی و رفتی

... رفتی

 

خطی از دل نوشته ها

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٦ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ