پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

من و تو و هزاران چرا؟

آری چرا؟    چرا رفتی؟   چرا صدایت نزدم؟   چرا فقط بدی هایمان را دیدیم؟

چرا صداقت را فروختیم؟   چرا مهربون نبودیم؟

 چرا  و چرا و چرا ... ...

.

.

.

چرا اکنون یاد هم افتادیم وقتی دیگر چرا ها هم معنی واقعی ندارند؟

چرا عشق را از دیدگاه خودمان پوچ میدیدم وقتی مبنای زندگی عشق است؟

چرا وقتی غرور بر احساسمان غلبه کرد هیچ کدام به یاد آن دوران خوش با هم نبودیم؟

چرا و چرا و چرا ... ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۸ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ