پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

سلام دوستان گلم.

میدونید خفن قاطی کردم .... چند روزه به همه میپرم نمیدونم چمه؟؟؟

فکر کنم دارم افسردگی میگیرم و بعدشم کم کم دار فانی رو وداع و الفاتحه .

خود روانیم همه دوستامو میپیچونم بعد پشیمون میشم که چرا با هاشون نرفتم بیرون . این آلودگی تهران هم یکم خوب بود چون این چند روز کرج پلاس بودم ولی در کل اصلاً حال و حوصله هیچ چیزی رو ندارم .

این بزرگتر هامون هم که اصلاً مارو نمیفهماً .... ما شالا... ٨/٢٧ سال هم اختلاف سنی . خوب منه نو جون چه گناهی دارم که باید با عقاید قدیمیه شما زندگی کنم؟ آخه چرا وقتی ٢ساعت تو پارکم ده بار زنگ میزنن و هرچی دلشون میخواد به منو دوستام میکشن؟ ؟ ؟

قبلاً انقدر خوب بود تا ٣ صبح بیرون بودم اینه خیالشون نبود وقتی یادشون افتاد که پسرشون سال آخره دو دستی چسبیدن که درس بخون ، قید تفریح رو بزن ، دوست ممنوع ، اینترنت که اصلاً حرفشو نزن... خوب یه دفعه بگید بمیر .

آخه زور داره کارنامه نیم ترم من پایین ترین نمرش ١۴ شده . اکثر نمره هام بالای ١٧ شدن بازم گیر میدن .

دیگه مغزم جواب نمیده ... اگه این روحیه شاد هم نداشتم تا حالا یه بلای سرم میومد. شما راهی دارید که کمکم کنه تا بتونم جلوی اینارو بگیرم....؟

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۳ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ