پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

بی صدا در خود می شکنم وتو شکستنم را نمی بینی.سکوت می کنم وتو این بلندترین فریاد را نمی شنوی!دیگر به خاک رسیده ام قامت خمیده ام را بنگر وچشمان ساکت سردم را .چقدر دوستت دارم هنوز !حتی اگر نخواهی حتی اگر قرارمان را ،پایان را،هوای مرداب را به یادم اوری .ستاره ی من تورا چه حاصل از مرور انتهای اسمان انجا که ستاره ای نیست ... من حرف دارم حرف...حرف هایی که نه ربطی به هوای مرداب دارند ونه به ستاره های سوخته ی انتهای اسمان!افسوس که دیگر رفته ای وبا رفتنت حرف هایم را بی صدا وچشمهایم را خیس کرده ای

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢٦ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ