پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

نگاهت به نگاهم

چه دور بودیم از هم

چه حس عجیبی است

این خرابی افکارم

وقتی به یادت هستم

دستانم ، افکارم ،  روحم نمی نویسد

نمیتوانم ،

وصفت سخت است بانو

ای

تک بانوی من...

چگونه وصف کنم آن بخششت را

آن همه مهر و امید و خنده ات را

آن غرور کوچک و کذایی ات را

آن نگاه خسته و دل بردنت را

ای

تک بانوی من...

بخند با من.

 

خطی از دلنوشته ها

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٦ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

 

چه زود حکم مرا در ذهن خود پیچیدی

من به جرمم معترض هستم، بدان

 

من خودم هستم نه یک دست خط پیر

من خودم هستم نه یک رذل پلید

من همانم

خسته و تنها به راه

سر به زیر و شبروام ، لنگ در هوا

 

حال میدانم که ترست از چه بود

در جوابت گویم، نه این نبود

من به راهم گرچه آزاد نیستم

زین بدان هرگز دو رو کار نیستم.

 

 

خرد شدن آسان،

خرد کردن آسان تر است.

 

خطی از دلنوشته ها

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٧ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ