پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

 

 به من بفهمون که این نسیم مهر از کدامین سوی می وزد

این خوشه های گندم به چه امیدی رشد میکنند

تجسم رویای با تو بودن در این بیشه زار دلم را آرام میکند

می خواهم در رویا به تو بگویم

که میتوانی مرا دوست داشته باشی؟

اما سکوتی چشمانم را باز میکند که می گوید... 

این یک رویاست.

وجودم سرد است ، دستانم می لرزد و بغضی نشکسته در گلویم

می ترسم...

می ترسم از آن روزی که تورا در رویا هایم هم از دست بدهم .

دل نوشته یه عاشق

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٩ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

شکوفه های پاییزی می رویند

درختان و سبزه های پاییزی رشد می کنند

سردی دل ما دوباره به اوج میرسد

و در زیر باران اشک آسمان پاک میشویم

جوهر خودکار آبی من از سردی دستانم خشک میشود

لباسهایمان را بو میکنم

بوی برگ درختان سیب را میدهند

می آیم کنار برکه ی دلمان یاد آن دوران میکنم

که گرمی دستانمان را می پرستیدیم

طوفان سرخ برگ درختان را دیدم

یاد سرخی صورتمان در نگاهایمان افتادم

شیرینی زندگی را با یاد آن سیب شیرینی که با هم تقسیم میکردیم فهمیدم

و چه خاطرات زیبای در رویای زندگیمان گذشت .

دل نوشته یه عاشق

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱۱ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

ای کاش می توانستم نشان دهم ،

که تا کجا دوستت دارم .

همیشه در جستجو هستم ،

اما نمی توانم راهی بیابم ...

به آن آنی در تو عاشقم ،

که تنها خود کاشف آنم

" آنی " فراتر از تویی که دنیا می شناسد ،

و تحسین می کند .

 

" آنی " که تنها و تنها از آن من است .

آنی که هرگز رنگ نمی بازد ،

و آنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم .

                         اثری از گی دو موپاسان

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٤ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ