پسری از نسل پارس

تقدیم به همه آنان که کفش های کودکیشان هنوز اندازه پایشان است

دعا کردیم که بمانی ، بیائی کنار پنجره ، باران ببارد . و باز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی : اما دریغ که رفتن راز غریب همین زندگیست . رفتی پیش از آن که باران ببارد  .

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳۱ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط مسعود نظرات () |

 

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم. وقتی او تمام کرد من شروع کردم. وقتی او تمام شد من آغاز شدم. و چه سخت است. تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است. مثل تنها مردن است

واسه شکستن یه دل فقط یه لحظه وقت می خوای .. اما واسه ا ینکه از دلش در بیاری شاید هیچ وقت فرصت نداشته باشی ...

متن از kimia.pink

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٦ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط مسعود نظرات () |

 

گاهی خدا درهارو میبنده... پنجره هارو هم قفل میکنه... زیباست فکر کنی که شاید بیرون یه طوفان شدید میاد و خدا می خواد ازت محافظت کنه

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٤ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط مسعود نظرات () |

زمان ، طولانی می شود برای کسانی که غصه دارند ، کوتاه می شود برای کسانی که شاد هستند ، دیر می گذرد برای کسانی که منتظر هستند ، زود       می گذرد برای کسانی که عجله دارند ، اما ابدی می شود برای کسانی که عاشق هستن

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٢ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

دریافت همین آهنگ